تبليغاتX
روز نوشت
>

محمد پور عبدالله را حدود ساعت هفت صبح روز بیست و چهارم بهمن دستگیر کردند . این خبر را به اشکال مختلف می شود لفت و لعاب داد ، اما واقع امر این است که تعرض جمهوری اسلامی به نیروهای آزادی خواه و برابری طلب نیاز به اثبات ندارد و هر تلاشی برای خبر سازی و تبلیغات به نوعی عبث جلوه می کند . به یاد دارم ٬ زمانی تعلیق ٬ اخراج ٬ ارعاب و احکام انضباطی برای دانشجویان به عنوان مهم ترین پروپاگاند خبری مورد استفاده قرار می گرفت ٬ اما اکنون دیگر این اخبار به مثابه امری طبیعی دیگر توان جلب توجه را ندارند . دستگیری و زندان نیز در تداوم خود از این امر مستثنا نیست و به سادگی تبدیل به اخبار روزمره می گردد . همین طور که در گذشته ای نه چندان دور ٬ قتل و اعدام آزادی خواهان به اخباری در ردیف اخبار هواشناسی قرار گرفت . از خود بیگانی عمومی ، مسخ تدریجی و تلاش برای آدابته شدن با شرایط مسیری است که ما را به سوی بربریت سوق می دهد . هر روزه به ما توصیه می شود تا از دیوانگی دست برداریم . هر لحظه هستند انسانهایی که تلاش می کنند تا ما را آگاه کنند از آنچه برسر مان می آید و کوچکترین واکنشی را در اجتماع بوجود نمی آورد ٬ تا به ما بفهمانند که چیزی بیش از گوشت قربانی نیستیم . این تلاشی است که اجتماع برای رفع مسئولیت از خود در پیش می گیرد !  تلاشی برای فرار از خود . موانع را از سر راه ماشین آدم کشی بر می دارند تا در برابر سکوت خود احساس عذاب نکنند و اگر کسی این منطق را نپذیرد ٬ متهم به جنون می شود ... گیرم جنونی مقدس که او را تبدیل به اسطوره ای دست نیافتنی می کند . دامی بزرگ برای قرطینه کردن انسانیت و توجیه بربریت . بهترین راه سرکوبِ مبارزینی که برای  اسطوره زدایی از اجتماع خود به پا خواسته اند تبدیل آنان به اسطوره است . ما دچار جنون نیستیم . نپذیرفتن آگاهی کاذب شما تلاشی است برای زنده ماندن آگاهی و این تنها راهی است که می تواند مسخ عمومی انسانها را متوقف کند ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:13  توسط سعید آقام علی  |